جمال رضايى
579
بيرجندنامه ( فارسى )
فصل يك شعرهاى محلّى بحث دربارهء " ادبيّات عاميانهء بيرجند " بسبب گستردگى دامنه و تنوّع بسيار و ويژگيهاى فراوان زبانى و ادبى و اهميّت زيادى كه دارد مستلزم تأليف كتاب حتّى كتابهايى خاص ، مستقل و جداگانه است . در ميان انواع و " گونه " ها و مقولات مختلف " ادبى " كه به آنها " ادبيّات " مىگوييم " شعر " برجستهترين ، برترين و رايجترين آنهاست ، يعنى همان نوع سخنى كه از ديرباز در ادب فارسى و عربى آن را " كلام مخيّل موزون مقصود متكرّر مقفّى " دانستهاند و لطيفترين ، خيالانگيزترين و دلپذيرترين پديدهء ذوق ، انديشه و زبان آدمى و مؤثرترين ، نافذترين و بهترين وسيلهء " بيان " اوست كه در همهء جهان و در ميان همهء جهانيان جايگاه والايى داشته و دارد تا آنجا كه پارهاى از " سخنان مقدّس " برخى از اديان به " شعر " است . " شعر " در ايران پيشينهاى بسيار ديرينه دارد ؛ آثار و نمونههايى كه از اشعار برخى از زبانهاى دورههاى ميانه و باستانى ايرانى بازمانده ويژگيهاى چشمگيرى دارد كه نشان مىدهد " شعر " در روزگاران بسيار دور و كهن در ايران راه تعالى را پيموده و به مراحلى از كمال رسيده بوده است . در دوران اسلامى تاريخ ايران " شعر فارسى " شكوفايى خاصّى پيدا كرد و معانى و مضامين گوناگون بر آن عرضه شد كه از عهدهء بيان همهء آنها بشايستگى برآمد و به درجهاى از كمال ، توانايى ، سختگى ، پختگى ، روانى ، روشنى ، رسايى و گيرايى رسيد كه در جهان كمنظير بلكه بىمانند شد ( و صفت " فاخر " به حق زيبندهء آنست ) و شاعران بزرگى در ايران برخاستند و آثارى پديد آوردند و به جاى گذاشتند كه به جرأت مىتوان گفت برخى از آنها همانند ندارند و